explosions

[ایالات متحده]/ɪkˈspləʊʒənz/
[بریتانیا]/ɪkˈsploʊʒənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل انفجار یا ترکیدن؛ افزایش یا بروز ناگهانی؛ بروز ناگهانی احساسات، به ویژه خشم

عبارات و ترکیب‌ها

big explosions

انفجار بزرگ

nuclear explosions

انفجار هسته ای

controlled explosions

انفجار کنترل شده

sound of explosions

صدای انفجار

firework explosions

انفجار آتش بازی

massive explosions

انفجار شدید

chain explosions

انفجار زنجیره ای

explosions heard

انفجار شنیده شد

explosions occur

انفجار رخ می دهد

explosions reported

گزارش شده است انفجار

جملات نمونه

the explosions shook the entire building.

انفجارها کل ساختمان را به لرزه درآورد.

we heard multiple explosions during the night.

ما چندین انفجار را در طول شب شنیدیم.

the explosions were caused by a gas leak.

انفجارها ناشی از نشت گاز بود.

emergency services responded to the explosions quickly.

خدمات اورژانس به سرعت به انفجارها پاسخ دادند.

witnesses reported seeing bright flashes before the explosions.

شهود گزارش دادند قبل از انفجارها، چشمک های شدیدی دیده اند.

the explosions left a large crater in the ground.

انفجارها یک گودال بزرگ در زمین ایجاد کرد.

scientists studied the effects of the explosions on the environment.

دانشمندان اثرات انفجارها بر محیط زیست را مطالعه کردند.

military exercises often involve controlled explosions.

مانورهای نظامی اغلب شامل انفجارهای کنترل شده است.

people were evacuated due to the risk of further explosions.

افراد به دلیل خطر انفجار بیشتر تخلیه شدند.

the sound of explosions echoed through the valley.

صدای انفجارها در دره طنین انداز شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید