bleachable

[ایالات متحده]/ˈbliːtʃəbl/
[بریتانیا]/blyˈtʃeɪbəl/

ترجمه

adj. قابلیت سفید شدن یا سفید کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

bleachable fabric

پارچه قابل سفیدکردن

bleachable surface

سطح قابل سفیدکردن

bleachable material

مواد قابل سفیدکردن

bleachable tablecloth

زیرانداز سفره قابل سفیدکردن

stain-resistant, bleachable carpet

فرش قابل سفیدکردن و مقاوم در برابر لکه

choose bleachable options

انتخاب گزینه‌های قابل سفیدکردن

bleachable white shirts

پیراهن سفید قابل سفیدکردن

جملات نمونه

some fabrics are bleachable, making them easier to clean.

برخی از پارچه ها قابل سفید کردن هستند و این باعث می شود تمیز کردن آنها آسان تر شود.

always check if the stain is on a bleachable surface.

همیشه بررسی کنید که آیا لکه روی سطحی که قابل سفید کردن است، قرار دارد یا خیر.

bleachable materials are preferred in many industries.

مواد قابل سفید کردن در بسیاری از صنایع ترجیح داده می شوند.

using a bleachable detergent can improve your laundry results.

استفاده از یک شوینده قابل سفید کردن می تواند نتایج شستشوی شما را بهبود بخشد.

she chose a bleachable dye for her fabric project.

او یک رنگ قابل سفید کردن برای پروژه پارچه ای خود انتخاب کرد.

not all white clothes are bleachable, so read the labels.

همه لباس های سفید قابل سفید کردن نیستند، بنابراین برچسب ها را بخوانید.

he learned that some stains are not bleachable.

او متوجه شد که برخی از لکه ها قابل سفید کردن نیستند.

bleachable products are often more effective against tough stains.

محصولات قابل سفید کردن اغلب در برابر لکه های سرسخت موثرتر هستند.

she was surprised to find out that her shirt was bleachable.

او از این که پیراهنش قابل سفید کردن بود، تعجب کرد.

it's important to use bleachable items carefully to avoid damage.

استفاده از اقلام قابل سفید کردن با احتیاط برای جلوگیری از آسیب مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید