blennies

[ایالات متحده]/ˈblɛniːz/
[بریتانیا]/BLEN-eez/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی ماهی کوچک و رنگارنگ که در صخره‌های مرجانی و مناطق سنگی یافت می‌شود.

جملات نمونه

blennies are often found hiding in crevices.

ماهی‌های بلنی اغلب در شکاف‌ها پنهان می‌شوند.

some blennies can change color to blend in with their surroundings.

برخی از بلنی‌ها می‌توانند رنگ خود را تغییر دهند تا با محیط اطراف خود ترکیب شوند.

blennies are popular among aquarium enthusiasts.

بلنی‌ها در میان علاقه‌مندان به آکواریوم محبوب هستند.

many species of blennies exhibit interesting behaviors.

بسیاری از گونه‌های بلنی رفتارهای جالب نشان می‌دهند.

blennies feed on algae and small invertebrates.

بلنی‌ها از جلبک‌ها و بی‌مهرگان کوچک تغذیه می‌کنند.

some blennies are known for their territorial nature.

برخی از بلنی‌ها به خاطر طبیعت قلمرویی خود شناخته می‌شوند.

blennies have a unique way of swimming compared to other fish.

بلنی‌ها نسبت به سایر ماهی‌ها روش شناوری منحصر به فردی دارند.

understanding blennies can enhance your marine biology knowledge.

درک بلنی‌ها می‌تواند دانش شما در مورد زیست‌شناسی دریایی را افزایش دهد.

blennies are often seen perched on rocks in tidal pools.

بلنی‌ها اغلب در حالی که روی صخره‌ها در حوضچه‌های جزر و مدی نشسته اند دیده می‌شوند.

capturing blennies requires patience and skill.

گرفتن بلنی‌ها نیاز به صبر و مهارت دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید