bleu

[ایالات متحده]/bluː/
[بریتانیا]/blew/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای رنگ آبی، به ویژه آبی تیره.
Word Forms
جمعbleus

جملات نمونه

she wore a beautiful bleu dress to the party.

او یک لباس آبی زیبا به مهمانی پوشید.

the sky turned a lovely shade of bleu at sunset.

آسمان در هنگام غروب آفتاب به رنگ آبی زیبایی در آمد.

he painted the walls in a soft bleu color.

او دیوارها را با رنگ آبی ملایمی رنگ کرد.

they served a delicious bleu cheese salad.

آنها یک سالاد پنیر آبی خوشمزه سرو کردند.

her favorite flower is the bleu hydrangea.

گل مورد علاقه او هیدرانژای آبی است.

the artist used a mix of bleu and green in her painting.

هنرمند از ترکیبی از رنگ آبی و سبز در نقاشی خود استفاده کرد.

he prefers bleu wine over red wine.

او ترجیح می دهد شراب آبی را به شراب قرمز ترجیح دهد.

she decorated her room with bleu curtains.

او اتاق خود را با پرده های آبی تزئین کرد.

the bleu sky was dotted with fluffy white clouds.

آسمان آبی با ابرهای سفید پف دار پوشیده شده بود.

they celebrated their anniversary at a bleu-themed restaurant.

آنها سالگرد عروسی خود را در یک رستوران با تم آبی جشن گرفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید