blinders

[ایالات متحده]/[ˈblaɪndəz]/
[بریتانیا]/[ˈblaɪndərz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عینک آفتابی یا پیشانی‌بند تیره که برای کاهش تابش خیره کننده، به خصوص توسط رانندگان، استفاده می‌شود؛ چیزی که مانع از دیدن یا درک واضح یک موقعیت می‌شود؛ در مسابقات اسب‌دوانی، پیشانی‌بندی که توسط اسب برای جلوگیری از حواس‌پرتی توسط اسب‌های دیگر استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

wearing blinders

در حال استفاده از عینک‌های کور

remove blinders

حذف عینک‌های کور

beyond blinders

فراتر از عینک‌های کور

with blinders

با عینک‌های کور

horse blinders

عینک‌های کور اسب

taking off blinders

حذف کردن عینک‌های کور

ignore blinders

نادیده گرفتن عینک‌های کور

full blinders

عینک‌های کور کامل

put on blinders

پوشیدن عینک‌های کور

heavy blinders

عینک‌های کور سنگین

جملات نمونه

he wore dark sunglasses and seemed to have blinders on, oblivious to the crowd.

او عینک آفتابی تیره به چشم داشت و به نظر می‌رسید که کورکورانه عمل می‌کند و از جمعیت بی‌خبر است.

the company's blinders to new technologies nearly cost them their market share.

کورکورانه عمل کردن شرکت در برابر فناوری‌های جدید، تقریباً باعث از دست دادن سهم بازار آن‌ها شد.

don't let your personal feelings act as blinders to the facts of the situation.

اجازه ندهید احساسات شخصی شما باعث کورکورانه عمل کردن در برابر حقایق وضعیت شود.

she removed her emotional blinders and saw the situation more clearly.

او احساسات خود را کنار گذاشت و وضعیت را واضح‌تر دید.

the horse wore racing blinders to prevent it from being distracted during the race.

اسب در طول مسابقه، کورکورانه عمل می‌کرد تا از حواس‌پرتی جلوگیری شود.

he put on his blinders and focused solely on completing the project.

او کورکورانه عمل کرد و صرفاً بر تکمیل پروژه تمرکز کرد.

the political blinders of both parties prevented any meaningful compromise.

کورکورانه عمل کردن هر دو حزب، مانع از هرگونه مصالحه معنادار شد.

it's important to remove your blinders and consider alternative perspectives.

مهم است که کورکورانه عمل کردن را کنار بگذارید و دیدگاه‌های جایگزین را در نظر بگیرید.

the team's success was due in part to their ability to avoid getting caught up in departmental blinders.

موفقیت تیم تا حدودی به توانایی آن‌ها در اجتناب از کورکورانه عمل کردن در بخش‌های مختلف مدیریتی مربوط می‌شد.

he was so focused on his own ideas that he had blinders on to any suggestions from others.

او آنقدر روی ایده‌های خود متمرکز بود که به هیچ پیشنهادی از دیگران توجه نمی‌کرد.

she needed to take off her blinders and see the bigger picture.

او نیاز داشت که کورکورانه عمل کردن را کنار بگذارد و تصویر بزرگتر را ببیند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید