blintzes

[ایالات متحده]/blaɪntsiz/
[بریتانیا]/blintsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک پنکیک نازک که با یک پرکننده پیچیده شده است، معمولاً شیرین و اغلب برای صبحانه یا برانچ سرو می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

savory blintzes

پنکیک‌های خوشمزه

freshly made blintzes

پنکیک‌های تازه پخته شده

blintzes for breakfast

پنکیک برای صبحانه

order some blintzes

چند پنکیک سفارش دهید

blintzes and coffee

پنکیک و قهوه

traditional blintzes recipe

دستورالعمل سنتی پنکیک

blintzes are delicious

پنکیک‌ها خوشمزه هستند

جملات نمونه

she made delicious blintzes for breakfast.

او پنکیک‌های خوشمزه درست کرد تا برای صبحانه بخوریم.

we enjoyed blintzes stuffed with sweet cheese.

ما از خوردن پنکیک‌های پر شده با پنیر شیرین لذت بردیم.

blintzes are a popular dish in eastern european cuisine.

پنکیک‌ها یک غذای محبوب در آشپزی اروپای شرقی هستند.

she topped the blintzes with fresh berries.

او پنکیک‌ها را با توت‌های تازه تزئین کرد.

he learned how to make blintzes from his grandmother.

او یاد گرفت که چگونه پنکیک‌ها را از مادربزرگش درست کند.

they served blintzes at the family gathering.

آنها پنکیک‌ها را در جمع خانوادگی سرو کردند.

blintzes can be savory or sweet depending on the filling.

پنکیک‌ها می‌توانند بسته به مواد داخل آن‌ها شور یا شیرین باشند.

for dessert, we had blintzes with a side of sour cream.

برای دسر، پنکیک با خامه ترش داشتیم.

she experimented with different fillings for her blintzes.

او با مواد مختلف برای پنکیک‌هایش آزمایش کرد.

blintzes are often served during jewish holidays.

پنکیک‌ها اغلب در تعطیلات یهودی سرو می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید