blips

[ایالات متحده]/blɪps/
[بریتانیا]/blɪps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صداهای کوتاه و تیز تولید شده توسط یک موتور؛ جرقه‌های کوچک نور روی صفحه رادار؛ بخش‌های کوتاه مکالمه آنلاین؛ جمع blip
abbr. ساختار حق بیمه موضوع مرتبط با اوراق قرضه

جملات نمونه

there were several blips on the radar screen.

چندین قطعه غیرمنتظره روی صفحه رادار وجود داشت.

we experienced a few blips in the internet connection.

ما چند قطعه غیرمنتظره در اتصال اینترنت داشتیم.

his performance had some blips, but overall it was great.

عملکرد او دارای چند قطعه غیرمنتظره بود، اما در کل عالی بود.

they noticed blips in the data during the analysis.

آنها در حین تجزیه و تحلیل، قطعات غیرمنتظره ای در داده ها مشاهده کردند.

there were blips in the stock market today.

امروز قطعات غیرمنتظره ای در بازار سهام وجود داشت.

her speech had a few blips, but she recovered well.

سخنرانی او دارای چند قطعه غیرمنتظره بود، اما او به خوبی بهبود یافت.

we had to troubleshoot the blips in the system.

ما باید قطعات غیرمنتظره در سیستم را رفع کنیم.

there were minor blips in the project timeline.

در جدول زمانی پروژه چند قطعه غیرمنتظره جزئی وجود داشت.

the audio recording had some blips that needed editing.

ضبط صوتی دارای چند قطعه غیرمنتظره بود که نیاز به ویرایش داشت.

blips in communication can lead to misunderstandings.

قطعات غیرمنتظره در ارتباط می تواند منجر به سوء تفاهم شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید