flecks

[ایالات متحده]/flɛks/
[بریتانیا]/flɛks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لکه‌های کوچک یا نشانه‌ها؛ لکه‌های کوچک رنگ

عبارات و ترکیب‌ها

golden flecks

نقطه‌های طلایی

dark flecks

نقطه‌های تیره

white flecks

نقطه‌های سفید

colorful flecks

نقطه‌های رنگارنگ

tiny flecks

نقطه‌های کوچک

bright flecks

نقطه‌های روشن

blue flecks

نقطه‌های آبی

iridescent flecks

نقطه‌های رنگین‌کمانی

red flecks

نقطه‌های قرمز

silver flecks

نقطه‌های نقره‌ای

جملات نمونه

she noticed flecks of paint on the floor.

او متوجه لکه‌های رنگ روی زمین شد.

the artist used flecks of color to create depth.

هنرمند از لکه‌های رنگ برای ایجاد عمق استفاده کرد.

his eyes had flecks of gold in them.

در چشمانش لکه‌های طلایی وجود داشت.

there were flecks of dust floating in the sunlight.

لکه‌های گرد و غبار در نور خورشید شناور بودند.

the cake was decorated with chocolate flecks.

کیک با لکه‌های شکلات تزئین شده بود.

she found flecks of glitter on her dress.

او لکه‌های اکلیل روی لباسش پیدا کرد.

the walls were covered in flecks of mold.

دیوارها با لکه‌های کپک پوشیده شده بودند.

he had flecks of gray in his hair.

او لکه‌های خاکستری در موهایش داشت.

the sky was painted with flecks of orange at sunset.

آسمان در هنگام غروب خورشید با لکه‌های نارنجی رنگ آمیزی شده بود.

she saw flecks of light reflecting off the water.

او لکه‌های نور را که از روی آب بازتاب شده بود، دید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید