glitches

[ایالات متحده]/ˈɡlɪtʃɪz/
[بریتانیا]/ˈɡlɪtʃɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اشتباهات کوچک یا خطاها؛ نقص‌های جزئی یا نقص‌های عملکردی

عبارات و ترکیب‌ها

system glitches

مشکلات سیستمی

software glitches

مشکلات نرم افزاری

minor glitches

اختلالات جزئی

technical glitches

مشکلات فنی

glitches occur

مشکلات رخ می‌دهند

glitches fixed

مشکلات رفع شدند

glitches detected

تشخیص مشکلات

glitches reported

گزارش مشکلات

glitches resolved

حل مشکلات

glitches identified

شناسایی مشکلات

جملات نمونه

there were several glitches in the software update.

چندین مشکل در به‌روزرسانی نرم‌افزار وجود داشت.

the game had some glitches that affected gameplay.

بازی دارای اشکالاتی بود که بر گیم‌پلی تأثیر گذاشت.

we need to fix the glitches before the launch.

ما باید اشکالات را قبل از عرضه رفع کنیم.

users reported glitches with the new app.

کاربران گزارش‌هایی از مشکلات در برنامه جدید தெரிவித்தனர்.

glitches can often be resolved with a simple restart.

اشکالات اغلب می‌توانند با یک راه اندازی مجدد ساده رفع شوند.

the movie had some visual glitches during the screening.

فیلم در حین پخش دارای اشکالات بصری بود.

he noticed glitches in the video editing software.

او متوجه اشکالاتی در نرم‌افزار ویرایش ویدیو شد.

they are working hard to eliminate glitches in the system.

آنها سخت تلاش می‌کنند تا اشکالات را در سیستم از بین ببرند.

glitches in the network can disrupt communication.

اشکالات در شبکه می‌تواند ارتباطات را مختل کند.

she experienced glitches while streaming the live event.

او در حین پخش زنده رویداد، با مشکلاتی مواجه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید