bloodhounds

[ایالات متحده]/ˈblʌdhaʊndz/
[بریتانیا]/ˈblʌdhɑːndz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سگ‌ها با حس بویایی قوی، که به‌ویژه برای ردیابی افراد یا حیوانات استفاده می‌شوند.; کارآگاهان; بازرسان.

عبارات و ترکیب‌ها

set loose bloodhounds

ردیاب‌های رها شده

جملات نمونه

bloodhounds are known for their incredible sense of smell.

سگ‌های خونی به حس بوی فوق‌العاده‌شان معروف هستند.

we used bloodhounds to track down the missing person.

ما از سگ‌های خونی برای ردیابی فرد گمشده استفاده کردیم.

bloodhounds can follow a scent trail for miles.

سگ‌های خونی می‌توانند یک مسیر بویایی را برای مایل‌ها دنبال کنند.

the police deployed bloodhounds during the search operation.

پلیس در طول عملیات جستجو از سگ‌های خونی استفاده کرد.

training bloodhounds requires patience and skill.

آموزش سگ‌های خونی نیاز به صبر و مهارت دارد.

bloodhounds are often used in search and rescue missions.

سگ‌های خونی اغلب در مأموریت‌های جستجو و نجات استفاده می‌شوند.

many law enforcement agencies rely on bloodhounds for tracking.

آژانس‌های اجرای قانون زیادی برای ردیابی به سگ‌های خونی متکی هستند.

bloodhounds have a unique ability to detect scents.

سگ‌های خونی توانایی منحصر به فردی در تشخیص بوها دارند.

handlers must build a strong bond with their bloodhounds.

مدیران باید یک پیوند قوی با سگ‌های خونی خود ایجاد کنند.

bloodhounds are often featured in crime dramas.

سگ‌های خونی اغلب در درام‌های جنایی به تصویر کشیده می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید