bloodstreams

[ایالات متحده]/'blʌdstriːm/
[بریتانیا]/'blʌdstrim/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جریان خون در بدن؛ خون در حال گردش در بدن.

عبارات و ترکیب‌ها

oxygenate the bloodstream

اکسیژن رسانی به جریان خون

cleanse the bloodstream

پاکسازی جریان خون

جملات نمونه

Hormones are secreted into the bloodstream.

هورمون‌ها به داخل جریان خون ترشح می‌شوند.

Nutrients are absorbed into the bloodstream.

مواد مغذی به داخل جریان خون جذب می‌شوند.

Bacteria was introduced into his bloodstream through an unsterile needle.

باکتری از طریق یک سوزن غیر استریل وارد جریان خون او شد.

Red blood cells transport oxygen through the bloodstream.

سلول‌های خونی قرمز اکسیژن را از طریق جریان خون منتقل می‌کنند.

Certain chemicals are easily absorbed into the bloodstream, while others are not.

برخی از مواد شیمیایی به راحتی وارد جریان خون می‌شوند، در حالی که برخی دیگر اینطور نیستند.

Cryoglobulinemia is the presence of high amount of heavy globulins (eg IgM) in the bloodstream which thicken or gel on exposure to cold (=cryoglobulins).

کریoglobulinمی وجود مقدار بالای گلبولین‌های سنگین (به عنوان مثال IgM) در جریان خون است که در معرض سرما غلیظ یا ژلاتینی می‌شوند (=کریوگلوبولین‌ها).

Septicaemic plague occurs when infection spreads directly through the bloodstream, while the pneumonic form is the most virulent but least common.

طاعون سپتیکمی زمانی رخ می‌دهد که عفونت به طور مستقیم از طریق جریان خون گسترش یابد، در حالی که فرم ذات الریه کشنده‌ترین اما کمتر شایع است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید