blowgun

[ایالات متحده]/blaʊɡʌn/
[بریتانیا]/bloʊˈɡʌn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لوله‌ای که برای پرتاب پیکان‌ها یا گلوله‌ها با دمیدن در آن استفاده می‌شود؛ دستگاهی برای اسپری کردن رنگ یا روغن.
شکل‌های واژه
جمعblowguns

عبارات و ترکیب‌ها

blowgun darts

تیرهای تفنگ بادی

traditional blowgun

تفنگ بادی سنتی

ancient blowgun

تفنگ بادی باستانی

blowgun hunting

شکار با تفنگ بادی

blowgun technique

تکنیک تفنگ بادی

powerful blowgun

تفنگ بادی قدرتمند

close-range blowgun

تفنگ بادی برد کوتاه

blowgun accuracy

دقت تفنگ بادی

جملات نمونه

he used a blowgun to hunt small game.

او از تفنگ حبابی برای شکار بازی‌های کوچک استفاده کرد.

the blowgun requires skill to aim accurately.

تفنگ حبابی برای هدف گیری دقیق به مهارت نیاز دارد.

she crafted her own blowgun from bamboo.

او تفنگ حبابی خود را از بامبو ساخت.

blowguns are often used in traditional hunting.

تفنگ‌های حبابی اغلب در شکار سنتی استفاده می‌شوند.

he demonstrated how to use a blowgun effectively.

او نحوه استفاده موثر از تفنگ حبابی را نشان داد.

the blowgun is a silent weapon for stealthy approaches.

تفنگ حبابی یک سلاح بی‌صدا برای رویکردهای مخفیانه است.

children enjoyed practicing with foam darts in their blowguns.

کودکان از تمرین با تیرهای فومی در تفنگ‌های حبابی خود لذت بردند.

he decorated his blowgun with colorful feathers.

او تفنگ حبابی خود را با پرهای رنگارنگ تزئین کرد.

blowgun competitions are popular in some cultures.

مسابقات تفنگ حبابی در برخی فرهنگ‌ها محبوب است.

learning to make a blowgun can be a fun project.

یادگیری ساختن تفنگ حبابی می‌تواند یک پروژه سرگرم کننده باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید