blowier

[ایالات متحده]/blaʊɪər/
[بریتانیا]/ˈbloʊ.iɚ/

ترجمه

adj. بادگیرتر

جملات نمونه

her dress was blowier than i expected.

لباس او از آنچه انتظار داشتم، پف‌دارتر بود.

the wind made the flags blowier.

باد باعث شد که پرچم‌ها پف‌دارتر شوند.

his hair looked blowier after the styling.

بعد از حالت دادن، موهای او پف‌دارتر به نظر می‌رسید.

she prefers blowier hairstyles for special occasions.

او ترجیح می‌دهد برای مناسبت‌های خاص، مدل موهای پف‌دارتری داشته باشد.

the garden was filled with blowier flowers.

باغ پر از گل‌های پف‌دارتر بود.

his jacket had a blowier fit than usual.

جاکت او نسبت به معمول، اندازه‌اش پف‌دارتر بود.

the curtains looked blowier in the sunlight.

پرده‌ها در نور خورشید پف‌دارتر به نظر می‌رسیدند.

she chose a blowier style for her wedding dress.

او برای لباس عروسش یک مدل پف‌دارتر انتخاب کرد.

the party decorations were blowier than last year.

تزئینات مهمانی نسبت به سال گذشته پف‌دارتر بود.

his performance was blowier and more energetic.

اجرای او پف‌دارتر و پرانرژی‌تر بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید