Her hair was windswept as she stood on the cliff.
موهای او وز گرفته بود در حالی که روی صخره ایستاده بود.
The windswept beach was deserted on a stormy day.
ساحل وز گرفته در یک روز طوفانی متروکه بود.
The windswept tree branches creaked in the strong wind.
شاخه های وز گرفته درخت در باد شدید صدا می دادند.
They enjoyed a picnic on the windswept hilltop.
آنها از یک پیک نیک در تپه وز گرفته لذت بردند.
The old lighthouse stood tall on the windswept coast.
چراغ دریایی قدیمی بر روی ساحل وز گرفته سر بلند ایستاده بود.
The sailor's face was weathered and windswept from years at sea.
چهره دریانورد به دلیل سال ها در دریا، رنگ بافته و وز گرفته بود.
She loved the feeling of being windswept while sailing on the open sea.
او از حس وز گرفته بودن در حالی که بر روی دریا باز قایم میکرد لذت می برد.
The windswept plains stretched out as far as the eye could see.
دشت های وز گرفته تا آنجا که چشم می بیند گسترده شده اند.
The windswept dunes shifted constantly in the desert wind.
تپه های شنی وز گرفته به طور مداوم در باد بیابان جابجا می شدند.
The windswept mountains were a challenging terrain for hikers.
کوه های وز گرفته یک مسیر دشوار برای کوهنوردان بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید