blowpipe

[ایالات متحده]/'bləʊpaɪp/
[بریتانیا]/'blopaɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لوله‌ای که برای دمیدن هوا استفاده می‌شود (به ویژه توسط مردم ابتدایی برای پرتاب تیرک‌های دمنده یا توسط شیشه‌گران)
Word Forms
جمعblowpipes

جملات نمونه

The hot air is always carried to the furnace by a powerful turboblower, through the hot blast main, bustle pipe, bootleg, blowpipe and tuyere.

همیشه هوای داغ توسط یک توربوفلوئر قدرتمند به کوره منتقل می‌شود، از طریق خط اصلی دمای داغ، لوله ازدحام، قاچ، لوله دمنده و روزنه‌ها.

The indigenous tribe used blowpipes for hunting.

قبيله بومی از لوله دمنده برای شكار استفاده می‌کرد.

He crafted a blowpipe out of bamboo.

او یک لوله دمنده از بامبو ساخت.

The blowpipe is commonly used by indigenous people in Southeast Asia.

لوله دمنده معمولاً توسط مردم بومی در آسیای جنوب شرقی استفاده می‌شود.

She practiced her aim with the blowpipe.

او هدف گیری خود را با لوله دمنده تمرین کرد.

The blowpipe is a traditional weapon for some tribes.

لوله دمنده یک سلاح سنتی برای برخی قبایل است.

He demonstrated his skill in using the blowpipe.

او مهارت خود را در استفاده از لوله دمنده نشان داد.

The hunter took aim with his blowpipe.

شكارچی با لوله دمنده خود هدف گرفت.

She hit the target with precision using the blowpipe.

او با دقت با لوله دمنده هدف را زد.

The blowpipe requires steady breath control.

لوله دمنده به کنترل تنفس ثابت نیاز دارد.

The blowpipe is an effective tool for hunting small game.

لوله دمنده ابزار موثر برای شكار بازی كوچك است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید