blowpipes

[ایالات متحده]/blaʊpaɪps/
[بریتانیا]/bloʊˈpaɪps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لوله‌ای که برای دمیدن هوا یا گاز به چیزی استفاده می‌شود؛ سلاحی که از لوله‌ای برای شلیک تیرک‌های مسموم استفاده می‌کند.

جملات نمونه

blowpipes are often used by indigenous tribes for hunting.

سر لوله ها اغلب توسط قبایل بومی برای شکار استفاده می شوند.

he demonstrated how to use blowpipes effectively.

او نحوه استفاده موثر از سر لوله ها را نشان داد.

blowpipes can be made from various materials.

سر لوله ها را می توان از مواد مختلف تهیه کرد.

the artist crafted beautiful blowpipes for decoration.

هنرمند سر لوله های زیبا برای تزئین ساخت.

learning to use blowpipes requires practice.

یادگیری نحوه استفاده از سر لوله ها نیاز به تمرین دارد.

blowpipes have a long history in many cultures.

سر لوله ها در بسیاری از فرهنگ ها تاریخچه طولانی دارند.

he collected blowpipes from different parts of the world.

او سر لوله ها را از نقاط مختلف جهان جمع آوری کرد.

blowpipes are a fascinating subject for anthropologists.

سر لوله ها موضوعی جذاب برای انسان شناسان هستند.

she painted intricate designs on her blowpipes.

او طرح های پیچیده ای روی سر لوله های خود نقاشی کرد.

using blowpipes requires a steady hand and good aim.

استفاده از سر لوله ها نیاز به دست ثابت و هدف گیری خوب دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید