bluefin

[ایالات متحده]/bluːfɪn/
[بریتانیا]/ˈbluːˌfɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی تن ماهی با رنگ آبی-سبز در پشت و کناره‌هایش.
Word Forms
جمعbluefins

عبارات و ترکیب‌ها

bluefin tuna

تن طلایی

bluefin fishing

ماهیگیری تن طلایی

bluefin market

بازار تن طلایی

bluefin price

قیمت تن طلایی

bluefin conservation

حفظ تن طلایی

atlantic bluefin

تن طلایی اطلس

bluefin sushi

سوشی تن طلایی

rare bluefin

تن طلایی کمیاب

bluefin steak

استیک تن طلایی

جملات نمونه

the bluefin tuna is highly sought after in sushi restaurants.

ماهی تن آبی به شدت در رستوران‌های سوشی مورد تقاضا است.

bluefin tuna populations are declining due to overfishing.

جمعیت ماهی تن آبی به دلیل صید بیش از حد در حال کاهش است.

many chefs consider bluefin tuna a delicacy.

بسیاری از سرآشپزها ماهی تن آبی را یک غذای خاص و لذیذ می‌دانند.

bluefin tuna can weigh up to 1,000 pounds.

ماهی تن آبی می‌تواند تا وزن 450 کیلوگرم (1000 پوند) برسد.

conservation efforts are being made to protect bluefin tuna.

تلاش‌های حفاظتی برای محافظت از ماهی تن آبی در حال انجام است.

bluefin tuna is known for its rich flavor and high fat content.

ماهی تن آبی به دلیل طعم غنی و محتوای چربی بالا شناخته شده است.

fishing regulations are crucial for the sustainability of bluefin tuna.

قوانین ماهیگیری برای پایداری ماهی تن آبی بسیار مهم هستند.

restaurants often charge a premium price for bluefin tuna dishes.

رستوران‌ها اغلب برای غذاهای ماهی تن آبی قیمت بالایی دریافت می‌کنند.

the bluefin tuna is an iconic species in the ocean ecosystem.

ماهی تن آبی یک گونه نمادین در اکوسیستم اقیانوس است.

bluefin tuna fishing tournaments attract many enthusiasts.

مسابقات ماهیگیری ماهی تن آبی بسیاری از علاقه مندان را به خود جذب می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید