bluefins

[ایالات متحده]/bluːˈfɪnz/
[بریتانیا]/blooˈfɪnz/

ترجمه

n. تن ماهی بلوفین؛ گوشت ماهی با کیفیت بالا که برای ساشیمی استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

bluefin tuna

تُنای آبی

bluefin migration

مهاجرت تُن آبی

bluefin stocks

ذخایر تُن آبی

bluefin fishing season

فصل صید تُن آبی

catch bluefins

گرفتن تُن‌های آبی

bluefin sushi

سوشی تُن آبی

sustainable bluefins

تُن‌های آبی پایدار

bluefin conservation

حفظ و نگهداری تُن‌های آبی

جملات نمونه

bluefins are known for their speed and agility in the water.

ماهی‌های بلوفین به خاطر سرعت و چابکی‌شان در آب شناخته می‌شوند.

many fishermen dream of catching a bluefin tuna.

بسیاری از ماهیگیران رویای صید یک ماهی تن آبی رنگ را دارند.

bluefins are often found in warmer ocean waters.

ماهی‌های بلوفین اغلب در آب‌های اقیانوسی گرم‌تر یافت می‌شوند.

the price of bluefins has skyrocketed in recent years.

قیمت ماهی‌های بلوفین در سال‌های اخیر به طور چشمگیری افزایش یافته است.

conservation efforts are crucial for the survival of bluefins.

تلاش‌های حفاظتی برای بقای ماهی‌های بلوفین بسیار مهم هستند.

bluefins are a popular choice in sushi restaurants.

ماهی‌های بلوفین یک انتخاب محبوب در رستوران‌های سوشی هستند.

scientists are studying the migration patterns of bluefins.

دانشمندان در حال مطالعه الگوهای مهاجرت ماهی‌های بلوفین هستند.

bluefins can weigh several hundred pounds.

ماهی‌های بلوفین می‌توانند وزن چند صد پوند داشته باشند.

fishing regulations are in place to protect bluefins.

قوانین ماهیگیری برای محافظت از ماهی‌های بلوفین وضع شده‌اند.

bluefins are often targeted by commercial fishing fleets.

ماهی‌های بلوفین اغلب هدف ناوگان‌های ماهیگیری تجاری قرار می‌گیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید