blueings

[ایالات متحده]/ˈbluːɪŋz/
[بریتانیا]/ˈblʊɪŋz/

ترجمه

adj. دارای رنگ آبی.
n. یک عامل سفیدکننده آبی که در فرآیند نساجی استفاده می‌شود.
v. رنگ کردن یا رنگ آبی دادن به چیزی.

عبارات و ترکیب‌ها

traces of blueings

آثار آبی

جملات نمونه

she loves to paint blueings in her free time.

او عاشق نقاشی کردن آبی ها در اوقات فراغت خود است.

the blueings in the sky were breathtaking at sunset.

آبی های آسمان در هنگام غروب خورشید نفس‌گیر بودند.

he wore a shirt with beautiful blueings all over it.

او پیراهنی با آبی های زیبا در همه جا پوشیده بود.

they decided to decorate the room with blueings.

آنها تصمیم گرفتند اتاق را با آبی ها تزئین کنند.

her artwork featured various shades of blueings.

هنر او دارای طیف های مختلف آبی بود.

the blueings on the vase caught everyone's attention.

آبی های روی گلدان توجه همه را جلب کرد.

we planted flowers that bloom in stunning blueings.

ما گل هایی کاشتیم که در آبی های خیره کننده شکوفا می شوند.

the artist is known for her intricate blueings.

هنرمند به خاطر آبی های پیچیده اش شناخته می شود.

he loves to wear blueings during the summer.

او عاشق پوشیدن آبی ها در تابستان است.

blueings are often associated with calmness and serenity.

آبی ها اغلب با آرامش و سکون همراه هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید