dyes hair
رنگ کردن مو
dyes clothes
رنگ کردن لباس
dyes fabric
رنگ کردن پارچه
dyeing process
فرآیند رنگرزی
dyes textiles
رنگرزی منسوجات
dyes leather
رنگ کردن چرم
dyes wood
رنگ کردن چوب
dyes deeply
به شدت رنگ میکند
dyes brightly
به طور روشن رنگ میکند
dyes naturally
به طور طبیعی رنگ میکند
the fabric was dyed a vibrant blue.
پارچه به رنگ آبی زنده رنگ شده بود.
she used natural dyes to color the yarn.
او از رنگهای طبیعی برای رنگ کردن نخ استفاده کرد.
the company specializes in textile dyes.
این شرکت در زمینه تولید رنگهای متقال تخصص دارد.
he experimented with different dyes and mordants.
او با رنگهای مختلف و تثبیتکنندهها آزمایش کرد.
the dyes in the river polluted the water.
رنگهای موجود در رودخانه آب را آلوده کردند.
they used food dyes to color the cake.
آنها از رنگهای غذایی برای رنگ کردن کیک استفاده کردند.
the antique quilt was faded from old dyes.
ملحفه قدیمی به دلیل رنگهای قدیمی رنگ پریده شده بود.
the artist mixed dyes to create new shades.
هنرمند رنگها را برای ایجاد رنگهای جدید مخلوط کرد.
the hair dyes contained ammonia and peroxide.
رنگهای مو حاوی آمونیا و پراکسید بودند.
they are researching eco-friendly dyes.
آنها در حال تحقیق در مورد رنگهای سازگار با محیط زیست هستند.
the dyes must be non-toxic and safe.
رنگها باید غیر سمی و ایمن باشند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید