bluemen

[ایالات متحده]/ˈbluːmən/
[بریتانیا]/ˈbluːmən/

ترجمه

n. (slang) پلیسی که لباس رسمی پوشیده است؛ (slang) پلیس در لباس رسمی

جملات نمونه

the conservationists fought hard to protect the bluemen habitat.

حفاظت‌گران با سختی برای حفظ زیستگاه مردم آبی مبارزه کردند.

marine biologists are studying the bluemen population near the reef.

بیولوژیست‌های دریایی جمعیت مردم آبی را در نزدیکی ریف مورد مطالعه قرار می‌دهند.

local folklore tells stories about the bluemen of the forest.

داستان‌های مردمی درباره مردم آبی جنگل را روایت می‌کند.

the documentary captured rare footage of the bluemen tribe.

مستند فیلم‌های نادری از قبله مردم آبی ضبط کرد.

many tourists visit the region hoping to see the bluemen.

بسیاری از گردشگران به منطقه سفر می‌کنند امیدوار به دیدن مردم آبی.

scientists have not yet classified the mysterious bluemen species.

دانشمندان هنوز گونه‌ی غمگین مردم آبی را طبقه‌بندی نکرده‌اند.

historical records mention the bluemen living in the caves.

دستورالعمل‌های تاریخی اشاره‌ای به زندگی مردم آبی در غارها دارد.

the bluemen ceremony attracts visitors from around the world.

گرامای مردم آبی بازدیدکنندگانی از سراسر جهان را جذب می‌کند.

we must ensure the survival of the bluemen culture.

ما باید از بقا فرهنگ مردم آبی اطمینان حاصل کنیم.

the artist painted a vivid portrait of a bluemen warrior.

هنرمند یک پورت레이یت زنده‌انگیز از جنگجوی مردم آبی نقاشی کرد.

researchers discovered a new bluemen settlement in the valley.

پژوهشگران یک مجموعه جدید مردم آبی در دشت کشف کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید