yellowness

[ایالات متحده]/ˈjɛl.ə.nəs/
[بریتانیا]/ˈjɛl.ə.nəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت یا حالت زرد بودن؛ یک نمونه از زرد بودن

عبارات و ترکیب‌ها

high yellowness

زردی زیاد

yellowness index

شاخص زردی

yellowness level

سطح زردی

yellowness measurement

اندازه گیری زردی

excessive yellowness

زردی بیش از حد

yellowness values

مقادیر زردی

yellowness effect

اثر زردی

yellowness correction

تصحیح زردی

yellowness analysis

تجزیه و تحلیل زردی

yellowness detection

تشخیص زردی

جملات نمونه

the yellowness of the leaves indicates the arrival of autumn.

زردی برگ‌ها نشان‌دهنده رسیدن پاییز است.

she admired the yellowness of the sunflowers in the garden.

او به زردی گل‌های آفتابگردان در باغ خیره شد.

the yellowness of the paint gave the room a warm feel.

زردی رنگ به اتاق حس گرما بخشید.

we need to measure the yellowness of the fabric for quality control.

ما باید زردی پارچه را برای کنترل کیفیت اندازه گیری کنیم.

his yellowness in the photograph was striking and vibrant.

زردی او در عکس چشمگیر و پر جنب و جوش بود.

the yellowness of the cheese indicates its ripeness.

زردی پنیر نشان دهنده رسیدن آن است.

she was concerned about the yellowness of her skin.

او نگران زردی پوستش بود.

the yellowness of the butter made it look delicious.

زردی کره باعث شد به نظر خوشمزه بیاید.

he noted the yellowness of the grass during the dry season.

او زردی چمن‌ها را در طول فصل خشک یادداشت کرد.

they discussed the yellowness of the painting and its historical significance.

آنها در مورد زردی نقاشی و اهمیت تاریخی آن بحث کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید