| جمع | blueticks |
bluetick coonhound
سگ بلتیک کوهن هاوند
bluetick collar
گردنبند بلتیک
bluetick hound dog
سگ کوهن هاوند بلتیک
bluetick hunting breed
نژاد شکارچی بلتیک
bluetick dog temperament
خلق و خویت سگ بلتیک
bluetick dog history
تاریخچه سگ بلتیک
bluetick dog training
آموزش سگ بلتیک
the bluetick hound is known for its excellent tracking abilities.
سگ بلوتیک به خاطر تواناییهای ردیابی فوقالعادهاش شناخته شده است.
many hunters prefer a bluetick for hunting raccoons.
بسیاری از شکارچیان ترجیح میدهند برای شکار خرگوشها از سگ بلوتیک استفاده کنند.
she adopted a bluetick from the local shelter.
او یک سگ بلوتیک را از پناهگاه محلی به فرزندی پذیرفت.
training a bluetick requires patience and consistency.
آموزش یک سگ بلوتیک نیاز به صبر و ثبات دارد.
the bluetick is a loyal companion for outdoor enthusiasts.
سگ بلوتیک یک همراه وفادار برای دوستداران فعالیتهای فضای باز است.
his bluetick has a remarkable sense of smell.
سگ بلوتیک او دارای حس بویایی فوقالعادهای است.
she loves taking her bluetick for long walks in the park.
او عاشق پیادهروی طولانی با سگ بلوتیک خود در پارک است.
they are training their bluetick to participate in competitions.
آنها در حال آموزش سگ بلوتیک خود برای شرکت در مسابقات هستند.
a bluetick's energy level makes it a great playmate for kids.
سطح انرژی یک سگ بلوتیک آن را به یک همراه بازی عالی برای کودکان تبدیل میکند.
she often shares stories about her adventures with her bluetick.
او اغلب داستانهایی در مورد ماجراجوییهایش با سگ بلوتیک خود به اشتراک میگذارد.
bluetick coonhound
سگ بلتیک کوهن هاوند
bluetick collar
گردنبند بلتیک
bluetick hound dog
سگ کوهن هاوند بلتیک
bluetick hunting breed
نژاد شکارچی بلتیک
bluetick dog temperament
خلق و خویت سگ بلتیک
bluetick dog history
تاریخچه سگ بلتیک
bluetick dog training
آموزش سگ بلتیک
the bluetick hound is known for its excellent tracking abilities.
سگ بلوتیک به خاطر تواناییهای ردیابی فوقالعادهاش شناخته شده است.
many hunters prefer a bluetick for hunting raccoons.
بسیاری از شکارچیان ترجیح میدهند برای شکار خرگوشها از سگ بلوتیک استفاده کنند.
she adopted a bluetick from the local shelter.
او یک سگ بلوتیک را از پناهگاه محلی به فرزندی پذیرفت.
training a bluetick requires patience and consistency.
آموزش یک سگ بلوتیک نیاز به صبر و ثبات دارد.
the bluetick is a loyal companion for outdoor enthusiasts.
سگ بلوتیک یک همراه وفادار برای دوستداران فعالیتهای فضای باز است.
his bluetick has a remarkable sense of smell.
سگ بلوتیک او دارای حس بویایی فوقالعادهای است.
she loves taking her bluetick for long walks in the park.
او عاشق پیادهروی طولانی با سگ بلوتیک خود در پارک است.
they are training their bluetick to participate in competitions.
آنها در حال آموزش سگ بلوتیک خود برای شرکت در مسابقات هستند.
a bluetick's energy level makes it a great playmate for kids.
سطح انرژی یک سگ بلوتیک آن را به یک همراه بازی عالی برای کودکان تبدیل میکند.
she often shares stories about her adventures with her bluetick.
او اغلب داستانهایی در مورد ماجراجوییهایش با سگ بلوتیک خود به اشتراک میگذارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید