bluffly

[ایالات متحده]/ˈblʌfli/
[بریتانیا]/ˈblʌf.li/

ترجمه

adv. به طور مستقیم و ساده، اغلب فاقد ظرافت یا دیپلماسی.

عبارات و ترکیب‌ها

bluffly admit

اذعان کردن به شوهت

bluffly claim

ادعای اغراق‌آمیز کردن

bluffly deny

انکار کردن به شوهت

bluffly respond

پاسخ دادن به شوهت

bluffly assure

اطمینان دادن به شوهت

bluffly negotiate

مذاکره کردن به شوهت

bluffly threaten

تهدید کردن به شوهت

bluffly boast

به شوهت افتخار کردن

bluffly apologize

عذرخواهی کردن به شوهت

جملات نمونه

he spoke bluffly about his achievements.

او با اعتماد کاذب در مورد دستاوردهای خود صحبت کرد.

she bluffly claimed to be the best in the class.

او با اعتماد کاذب ادعا کرد که بهترین در کلاس است.

they bluffly exaggerated their success to impress others.

آنها با اعتماد کاذب موفقیت خود را اغراق کردند تا دیگران را تحت تأثیر قرار دهند.

he bluffly challenged anyone to prove him wrong.

او با اعتماد کاذب هر کسی را به اثبات اشتباهش به چالش کشید.

she bluffly insisted that she could finish the project alone.

او با اعتماد کاذب اصرار داشت که می تواند پروژه را به تنهایی به پایان برساند.

he bluffly boasted about his connections in the industry.

او با اعتماد کاذب در مورد ارتباطات خود در صنعت صحبت کرد.

they bluffly predicted a major win for their team.

آنها با اعتماد کاذب پیش بینی کردند که تیم آنها یک پیروزی بزرگ خواهد داشت.

she spoke bluffly, trying to cover her insecurities.

او با اعتماد کاذب صحبت کرد و سعی کرد ناامنی های خود را پنهان کند.

he bluffly dismissed the concerns of his colleagues.

او با اعتماد کاذب نگرانی های همکاران خود را نادیده گرفت.

they bluffly claimed to have insider information.

آنها با اعتماد کاذب ادعا کردند که اطلاعات داخلی دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید