blunderingly

[ایالات متحده]/ˈblʌndərɪŋli/
[بریتانیا]/ˈblʌn.dər.ɪŋ.li/

ترجمه

adv. به طرز ناشیانه یا بی‌دقت؛ بدون فکر یا توجه.

جملات نمونه

he blunderingly spilled coffee all over the table.

او به طرز ناشیانه‌ای قهوه را روی میز ریخت.

she blunderingly tried to fix the machine without reading the instructions.

او به طرز ناشیانه‌ای تلاش کرد دستگاه را تعمیر کند بدون اینکه دستورالعمل ها را بخواند.

the child blunderingly approached the dog, not realizing it was scared.

کودک به طرز ناشیانه به سگ نزدیک شد، بدون اینکه متوجه شود آن ترسیده است.

he blunderingly made a joke at the wrong moment.

او در زمان نامناسب به طرز ناشیانه‌ای یک لطیفه گفت.

she blunderingly walked into the meeting without any preparation.

او بدون هیچ آمادگی به طرز ناشیانه‌ای وارد جلسه شد.

they blunderingly attempted to negotiate a deal without a strategy.

آنها بدون استراتژی به طرز ناشیانه‌ای تلاش کردند یک معامله را مذاکره کنند.

he blunderingly forgot to send the email before the deadline.

او به طرز ناشیانه‌ای فراموش کرد قبل از مهلت مقرر ایمیل را ارسال کند.

she blunderingly answered the question without understanding it.

او به طرز ناشیانه‌ای به سوالی پاسخ داد که آن را متوجه نشده بود.

he blunderingly entered the wrong room during the conference.

او به طرز ناشیانه‌ای در طول کنفرانس وارد اتاق اشتباه شد.

they blunderingly tried to assemble the furniture without the manual.

آنها به طرز ناشیانه‌ای تلاش کردند مبلمان را بدون دفترچه راهنما مونتاژ کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید