boardrooms

[ایالات متحده]/ˈbɔːdˌruːmz/
[بریتانیا]/ˈbɔːrdˌruːmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اتاقی در یک ساختمان تجاری که برای جلسات استفاده می‌شود.; مکانی که در آن افراد ایده‌ها یا اطلاعات را تبادل می‌کنند.

جملات نمونه

boardrooms are often where critical decisions are made.

سالن‌های اجتماعات اغلب مکانی هستند که تصمیمات مهم در آن‌ها گرفته می‌شود.

many strategies are discussed in boardrooms before implementation.

استراتژی‌های بسیاری قبل از اجرا در سالن‌های اجتماعات مورد بحث قرار می‌گیرند.

boardrooms need to be equipped with the latest technology.

سالن‌های اجتماعات باید به آخرین فناوری‌ها مجهز باشند.

effective communication is essential in boardrooms.

ارتباطات موثر در سالن‌های اجتماعات ضروری است.

boardrooms often reflect the culture of the organization.

سالن‌های اجتماعات اغلب فرهنگ سازمان را منعکس می‌کنند.

leaders often prepare thoroughly for boardroom meetings.

رهبران اغلب به طور کامل برای جلسات سالن اجتماعات آماده می‌شوند.

conflicts can arise in boardrooms during discussions.

در طول بحث‌ها ممکن است در سالن‌های اجتماعات مناقشه ایجاد شود.

boardrooms are designed to facilitate collaboration.

سالن‌های اجتماعات برای تسهیل همکاری طراحی شده‌اند.

many companies have modernized their boardrooms recently.

بسیاری از شرکت‌ها اخیراً سالن‌های اجتماعات خود را نوسازی کرده‌اند.

boardrooms play a crucial role in corporate governance.

سالن‌های اجتماعات نقش مهمی در حاکمیت شرکتی ایفا می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید