boars

[ایالات متحده]/bɔːrz/
[بریتانیا]/bɔːrs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع wild boar، خوک‌های نر که عقیم نشده‌اند یا خوک‌های وحشی

عبارات و ترکیب‌ها

wild boars foraging

خروج گرازهای وحشی

boar tusks

دندان‌های خوک

boar hunting season

فصل شکار گراز

a boar's behavior

رفتار یک گراز

جملات نمونه

wild boars roam freely in the forest.

گرازها آزادانه در جنگل پرسه می‌زنند.

boars can be quite aggressive when threatened.

گرازها می‌توانند در صورت تهدید بسیار تهاجمی باشند.

farmers often build fences to keep boars away.

کشاورزان اغلب برای دور نگه داشتن گرازها، حصار می‌سازند.

hunting boars is a popular sport in some regions.

شکار گراز در برخی مناطق یک ورزش محبوب است.

boars are known for their strong sense of smell.

گرازها به حس بویایی قوی خود معروف هستند.

in mythology, boars often symbolize strength and bravery.

در اساطیر، گرازها اغلب نماد قدرت و شجاعت هستند.

boars can cause significant damage to crops.

گرازها می‌توانند آسیب قابل توجهی به محصولات کشاورزی وارد کنند.

young boars are often playful and curious.

گرازهای جوان اغلب بازیگوش و کنجکاو هستند.

boars have sharp tusks that they use for defense.

گرازها دندان‌های نیش تیزی دارند که از آنها برای دفاع استفاده می‌کنند.

many cultures have legends about giant boars.

فرهنگ‌های زیادی افسانه‌هایی در مورد گرازهای غول‌پیکر دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید