pigs

[ایالات متحده]/[pɪɡz]/
[بریتانیا]/[pɪɡz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حیوانات اهلی از خانواده خوک‌ها، معمولاً برای گوشت؛ شخصی که طمع‌کار یا خودخواه در نظر گرفته می‌شود؛ شخصی که احمق یا فریبکار است
v. به روش طمع‌کارانه یا خودخواهانه رفتار کردن؛ از کسی سوء استفاده کردن یا از او بهره‌برداری کردن

عبارات و ترکیب‌ها

fat pigs

Persian_translation

raising pigs

Persian_translation

pink pigs

Persian_translation

like pigs

Persian_translation

feeding pigs

Persian_translation

little pigs

Persian_translation

herd of pigs

Persian_translation

pig farm

Persian_translation

pig out

Persian_translation

pigs rooting

Persian_translation

جملات نمونه

the farmer raised pigs for bacon and sausage.

کشاورز برای تهیه گوشت بیکن و سوسیس، خوک‌ها را پرورش می‌داد.

little pigs were playing in the mud.

خوک‌های کوچک در گل بازی می‌کردند.

we visited a pig farm yesterday.

ما دیروز از یک مزرعه خوک بازدید کردیم.

the children fed the pigs corn.

بچه ها به خوک ها ذرت می‌دادند.

pigs are often associated with good luck.

خوک‌ها اغلب با خوش شانسی مرتبط هستند.

the pigs squealed with delight.

خوک‌ها از خوشحالی جیغ می‌زدند.

he's chasing pigs on the farm.

او در حال تعقیب خوک‌ها در مزرعه است.

the pigs wallowed in the cool mud.

خوک‌ها در گل خنک غلت می‌زدند.

they bought a pig as a pet.

آنها یک خوک را به عنوان حیوان خانگی خریدند.

the pigs ate all the food.

خوک‌ها تمام غذاها را خوردند.

the pigs were rooting for truffles.

خوک‌ها در حال جستجو برای یافتن ترافل بودند.

she's reading a story about pigs.

او در حال خواندن داستانی درباره خوک‌ها است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید