boated

[ایالات متحده]/bəʊtɪd/
[بریتانیا]/boʊtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v سفر با قایق کردن؛ قایق‌سواری کردن

جملات نمونه

we boated across the lake to reach the island.

ما با قایق از میان دریاچه عبور کردیم تا به جزیره برسیم.

they boated down the river for a relaxing afternoon.

آنها در یک بعد از ظهر آرام، در امتداد رودخانه قایق سواری کردند.

he boated with his friends every weekend during the summer.

او در طول تابستان، هر آخر هفته با دوستانش قایق سواری می کرد.

we boated to see the beautiful sunset over the ocean.

ما برای دیدن غروب خورشید زیبا بر فراز اقیانوس قایق سواری کردیم.

she boated in a small canoe on the calm waters.

او در آب های آرام با یک قایق کایاک کوچک قایق سواری کرد.

they boated through the mangroves to explore the wildlife.

آنها برای کاوش در حیات وحش، از میان جنگل های حرا قایق سواری کردند.

we boated around the bay, enjoying the scenic views.

ما در اطراف خلیج قایق سواری کردیم و از مناظر زیبا لذت بردیم.

he boated solo to improve his paddling skills.

او به تنهایی قایق سواری کرد تا مهارت های پارو زدن خود را بهبود بخشد.

they boated for hours, laughing and sharing stories.

آنها ساعت ها قایق سواری کردند، می خندیدند و داستان ها را با هم به اشتراک می گذاشتند.

we boated to the fishing spot early in the morning.

ما صبح زود با قایق به محل ماهیگیری رفتیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید