canoe paddle
پاروی کایاک
kayak paddle
پاروی کایاک
paddle board
صفحه پارو
paddle stroke
ضربه پارو
paddle wheel
چرخ پارو
a high paddle action in canoeing.
یک حرکت پارو با ارتفاع بالا در کایاک سواری.
a gentle paddle on sluggish water.
یک پاروی ملایم در آب آرام
to paddle at the water's edge
پارو زدن در حاشیه آب
he paddled along the coast.
او در امتداد ساحل پارو زد.
a legal right to paddle Scottish rivers.
حق قانونی برای پارو زدن در رودخانه های اسکاتلند.
the swan paddled away.
غاز پارو زد و دور شد.
to paddle one's toes in the water
پارو زدن انگشتان پا در آب
Each man had a paddle for an hour and then a rest.
هر مرد یک ساعت پارو زد و سپس استراحت کرد.
They paddled down the river in a canoe.
آنها با کایاک در امتداد رودخانه پارو زدند.
he was teaching trainees to paddle canoes.
او در حال آموزش کایاک سواری به کارآموزان بود.
the children paddled at the water's edge.
کودکان در حاشیه آب پارو زدند.
a three-wheeler; a paddle-wheeler.
سه چرخ؛ کشتی پارویی.
Paddles are used especially to propel canoes and kayaks.
پاروها به طور خاص برای راندن قایق های کایاک و کایاک سواری استفاده می شوند.
Peter paddled idly in the water with his fingers.
پیتر بیحوصله با انگشتانش در آب پدال زد.
ask the mother if she minds the offspring getting paddled from time to time.
از مادر بپرسید آیا او مشکلی دارد با تنبیه گاه به گاه فرزندانش.
The natives paddled us over to the other side of the river.
بومیان ما را به آن طرف رودخانه بردند.
The measuring value of mo mentum swirl meter does not fluctuate greatly, and is always higher than that of paddle wheel swirl meter.
مقدار اندازهگیری سرعت لحظهای متر نوسان زیادی ندارد و همیشه بیشتر از سرعت متر چرخابی است.
Since her parents died early, she had to paddle her own canoe even in her teens.
از آنجایی که والدینش در سنین پایین درگذشتند، حتی در نوجوانی مجبور شد کایاک خود را پارو بزند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید