straw boater
کلاهی بافتنی حصیری
boater hat
کلاهی بافتنی
He wore a boater hat to the summer picnic.
او یک کلاه لبهدار به پیکنیک تابستانی پوشید.
The boater guided the tourists on a river cruise.
راهنما گردشگران را در یک گشت دریایی هدایت کرد.
She bought a new boater for her sailing trip.
او یک کلاه لبهدار جدید برای سفر قایقرانی خود خرید.
The boater enjoyed the peacefulness of the lake.
قایقران از آرامش دریاچه لذت برد.
A boater must always wear a life jacket for safety.
قایقران باید همیشه به دلیل ایمنی جلیقه نجات بپوشد.
The boater skillfully navigated through the narrow canal.
قایقران به طرز ماهرانه ای از طریق کانال باریک عبور کرد.
She lost her boater in the strong wind.
او کلاه لبهدار خود را در باد شدید گم کرد.
The boater's hat shielded him from the sun's rays.
کلاه قایقران او را از اشعه های خورشید محافظت کرد.
The boater rowed across the lake at sunrise.
قایقران در طلوع آفتاب از میان دریاچه عبور کرد.
The boater tied up the boat at the dock.
قایقران قایق را در اسکله بست.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید