bobbles

[ایالات متحده]/ˈbɒblz/
[بریتانیا]/ˈbɑːblz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حرکات یا لرزش‌های جزئی; اشتباهات
v. به‌طور نادرست اداره کردن; انداختن

عبارات و ترکیب‌ها

have bobbles on

دارند غلاف‌ها

bobbles of yarn

غلاف‌های کاموا

knitting bobbles

غلاف‌های بافندگی

crochet bobbles

غلاف‌های قلاب‌بافی

sweater with bobbles

ژاکت با غلاف‌ها

bobbles for decoration

غلاف‌ها برای تزئین

جملات نمونه

she loves to collect colorful bobbles for her crafts.

او عاشق جمع‌آوری تزئینات رنگارنگ برای کاردستی‌هایش است.

the kids enjoyed playing with the bobbles in the park.

کودکان از بازی کردن با تزئینات در پارک لذت بردند.

he wore a hat adorned with bobbles for the party.

او برای مهمانی کلاهی با تزئینات پوشید.

she added bobbles to her sweater for a fun look.

او برای داشتن ظاهری جذاب تزئینات را به ژاکت خود اضافه کرد.

the dog chased after the bobbles floating in the air.

سگ تزئیناتی را که در هوا شناور بودند تعقیب کرد.

they created a game using bobbles and cups.

آنها با استفاده از تزئینات و فنجان‌ها یک بازی ساختند.

the artist painted vibrant bobbles on the canvas.

هنرمند تزئینات پر جنب و جوش را روی بوم نقاشی کرد.

at the carnival, there were stalls selling bobbles and toys.

در کارناوال، غیراشاره‌هایی وجود داشتند که تزئینات و اسباب‌بازی می‌فروختند.

she filled the jar with colorful bobbles for decoration.

او برای تزئین، پارچ را با تزئینات رنگارنگ پر کرد.

we watched the bubbles and bobbles float away in the breeze.

ما تماشا کردیم که حباب‌ها و تزئینات در نسیم دور شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید