turning knobs
چرخاندن دستگیرهها
adjusting knobs
تنظیم دستگیرهها
radio knobs
دستگیرههای رادیو
wooden knobs
دستگیرههای چوبی
metal knobs
دستگیرههای فلزی
knob handle
دسته دستگیره
tighten knobs
سفت کردن دستگیرهها
loose knobs
شل کردن دستگیرهها
old knobs
دستگیرههای قدیمی
new knobs
دستگیرههای جدید
she adjusted the radio volume using the knobs.
او صدای رادیو را با استفاده از پیچ تنظیم کرد.
the antique dresser had ornate brass knobs.
میز آرایش قدیمی دستگیرههای برنجی تزئینی داشت.
he fiddled with the oven knobs, trying to set the temperature.
او با پیچهای فر سر و کار داشت و سعی کرد دما را تنظیم کند.
the dashboard had several small knobs for controlling the climate.
داشبورد چندین پیچ کوچک برای کنترل آب و هوا داشت.
the old stove's knobs were stiff and difficult to turn.
پیچهای اجاق گاز قدیمی سفت و چرخاندن آنها دشوار بود.
she replaced the broken knobs on the cabinet doors.
او دستگیرههای شکسته درهای کابینت را تعویض کرد.
the engineer designed new knobs for the mixing console.
مهندس دستگیرههای جدیدی برای کنسول میکس طراحی کرد.
he tightened the knobs on the telescope to focus the image.
او پیچهای تلسکوپ را محکم کرد تا تصویر را متمرکز کند.
the vintage amplifier featured large, chrome knobs.
تقویت کننده قدیمی دارای دستگیرههای بزرگ کروم بود.
she carefully turned the knobs to select the desired channel.
او با دقت پیچها را چرخاند تا کانال مورد نظر را انتخاب کند.
the control panel was covered in various knobs and switches.
پنل کنترل پر از پیچ و سوئیچهای مختلف بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید