knobs

[ایالات متحده]/[nɒbz]/
[بریتانیا]/[nɒbs]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دسته گرد یا دستگیره‌ای روی در، کشو یا سایر اشیاء؛ فردی که احمق یا دست و پا چلفتی در نظر گرفته می‌شود؛ یک کنترل روی لوازم برقی، مانند رادیو یا تلویزیون.

عبارات و ترکیب‌ها

turning knobs

چرخاندن دستگیره‌ها

adjusting knobs

تنظیم دستگیره‌ها

radio knobs

دستگیره‌های رادیو

wooden knobs

دستگیره‌های چوبی

metal knobs

دستگیره‌های فلزی

knob handle

دسته دستگیره

tighten knobs

سفت کردن دستگیره‌ها

loose knobs

شل کردن دستگیره‌ها

old knobs

دستگیره‌های قدیمی

new knobs

دستگیره‌های جدید

جملات نمونه

she adjusted the radio volume using the knobs.

او صدای رادیو را با استفاده از پیچ تنظیم کرد.

the antique dresser had ornate brass knobs.

میز آرایش قدیمی دستگیره‌های برنجی تزئینی داشت.

he fiddled with the oven knobs, trying to set the temperature.

او با پیچ‌های فر سر و کار داشت و سعی کرد دما را تنظیم کند.

the dashboard had several small knobs for controlling the climate.

داشبورد چندین پیچ کوچک برای کنترل آب و هوا داشت.

the old stove's knobs were stiff and difficult to turn.

پیچ‌های اجاق گاز قدیمی سفت و چرخاندن آنها دشوار بود.

she replaced the broken knobs on the cabinet doors.

او دستگیره‌های شکسته درهای کابینت را تعویض کرد.

the engineer designed new knobs for the mixing console.

مهندس دستگیره‌های جدیدی برای کنسول میکس طراحی کرد.

he tightened the knobs on the telescope to focus the image.

او پیچ‌های تلسکوپ را محکم کرد تا تصویر را متمرکز کند.

the vintage amplifier featured large, chrome knobs.

تقویت کننده قدیمی دارای دستگیره‌های بزرگ کروم بود.

she carefully turned the knobs to select the desired channel.

او با دقت پیچ‌ها را چرخاند تا کانال مورد نظر را انتخاب کند.

the control panel was covered in various knobs and switches.

پنل کنترل پر از پیچ و سوئیچ‌های مختلف بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید