bodega

[ایالات متحده]/bəˈdɛɡə/
[بریتانیا]/bəˈdɛɡə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک فروشگاه کوچک، اغلب در محله‌ای اسپانیایی‌تبار، که مواد غذایی و سایر کالاهای خانگی را می‌فروشد.; یک زیرزمین شراب یا اتاق ذخیره برای نوشیدنی‌های الکلی.

عبارات و ترکیب‌ها

bodega cat

گربه bodega

bodega run

اجرای bodega

neighborhood bodega

bodega محله

late-night bodega run

اجرای bodega در اواخر شب

bodega staples

محصولات اساسی bodega

bodega coffee

قهوه bodega

bodega worker

کارگر bodega

bodega story

داستان bodega

corner bodega

bodega گوشه

جملات نمونه

i stopped by the bodega to grab some snacks.

من برای گرفتن میان وعده سر زدم به بوجده.

the bodega on the corner sells fresh coffee.

بوجده در گوشه خیابان قهوه تازه می‌فروشد.

he works at a bodega after school.

او بعد از مدرسه در یک بوجده کار می‌کند.

they always buy their groceries from the local bodega.

آنها همیشه مواد غذایی خود را از بوجده محلی می‌خرند.

the bodega owner knows all the regular customers.

صاحب بوجده همه مشتریان منظم را می‌شناسد.

she found a rare book at the bodega's clearance sale.

او یک کتاب کمیاب را در حراجی بوجده پیدا کرد.

it's convenient to have a bodega nearby.

داشتن یک بوجده در نزدیکی مناسب است.

he bought a sandwich and a drink from the bodega.

او ساندویچ و نوشیدنی از بوجده خرید.

the bodega is open 24 hours a day.

بوجده 24 ساعت در روز باز است.

she often chats with the cashier at the bodega.

او اغلب با صندوقدار در بوجده گپ می‌زند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید