bodgers

[ایالات متحده]/ˈbɒdʒər/
[بریتانیا]/ˈbɑːdʒər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که یک کار را بد یا بی‌دقت انجام می‌دهد، اغلب با استفاده از ابزارها و تکنیک‌های موقتی.
v. چیزی را بد یا بی‌دقت انجام دادن، اغلب با استفاده از ابزارها و تکنیک‌های موقتی.

عبارات و ترکیب‌ها

bodger job

کار موقت

bodger it up

آن را به صورت موقت انجام دهید

bodger's solution

راه حل موقت

not a bodger

یک کار موقت نیست

called a bodger

به آن کار موقت می‌گویند

bodger's handiwork

کار موقت

bodger about

در مورد کار موقت

a bodger's life

زندگی یک فرد موقت

جملات نمونه

he is just a bodger when it comes to fixing things around the house.

او در تعمیرات منزل فقط یک فرد ناشی است.

don't hire a bodger for such an important project.

برای چنین پروژه مهمی یک فرد ناشی استخدام نکنید.

she called him a bodger after seeing his poor workmanship.

پس از دیدن کار ضعیف او، او را فرد ناشی خطاب کرد.

the bodger's repairs only made the problem worse.

تعمیرات فرد ناشی فقط مشکل را بدتر کرد.

it's better to hire a professional than a bodger.

بهتر است به جای یک فرد ناشی، یک متخصص استخدام کنید.

her bodger approach to gardening left a lot to be desired.

روش فرد ناشی او در باغبانی جای بهبود زیادی داشت.

he learned the hard way that bodgers often create more work.

او به سختی یاد گرفت که افراد ناشی اغلب کار بیشتری ایجاد می کنند.

the bodger's shortcuts led to a series of problems.

راه حل های میانبر فرد ناشی منجر به بروز سری مشکلات شد.

many people prefer to avoid bodgers in home renovations.

بسیاری از مردم ترجیح می دهند از استخدام افراد ناشی در بازسازی خانه خودداری کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید