bodger job
کار موقت
bodger it up
آن را به صورت موقت انجام دهید
bodger's solution
راه حل موقت
not a bodger
یک کار موقت نیست
called a bodger
به آن کار موقت میگویند
bodger's handiwork
کار موقت
bodger about
در مورد کار موقت
a bodger's life
زندگی یک فرد موقت
he is just a bodger when it comes to fixing things around the house.
او در تعمیرات منزل فقط یک فرد ناشی است.
don't hire a bodger for such an important project.
برای چنین پروژه مهمی یک فرد ناشی استخدام نکنید.
she called him a bodger after seeing his poor workmanship.
پس از دیدن کار ضعیف او، او را فرد ناشی خطاب کرد.
the bodger's repairs only made the problem worse.
تعمیرات فرد ناشی فقط مشکل را بدتر کرد.
it's better to hire a professional than a bodger.
بهتر است به جای یک فرد ناشی، یک متخصص استخدام کنید.
her bodger approach to gardening left a lot to be desired.
روش فرد ناشی او در باغبانی جای بهبود زیادی داشت.
he learned the hard way that bodgers often create more work.
او به سختی یاد گرفت که افراد ناشی اغلب کار بیشتری ایجاد می کنند.
the bodger's shortcuts led to a series of problems.
راه حل های میانبر فرد ناشی منجر به بروز سری مشکلات شد.
many people prefer to avoid bodgers in home renovations.
بسیاری از مردم ترجیح می دهند از استخدام افراد ناشی در بازسازی خانه خودداری کنند.
bodger job
کار موقت
bodger it up
آن را به صورت موقت انجام دهید
bodger's solution
راه حل موقت
not a bodger
یک کار موقت نیست
called a bodger
به آن کار موقت میگویند
bodger's handiwork
کار موقت
bodger about
در مورد کار موقت
a bodger's life
زندگی یک فرد موقت
he is just a bodger when it comes to fixing things around the house.
او در تعمیرات منزل فقط یک فرد ناشی است.
don't hire a bodger for such an important project.
برای چنین پروژه مهمی یک فرد ناشی استخدام نکنید.
she called him a bodger after seeing his poor workmanship.
پس از دیدن کار ضعیف او، او را فرد ناشی خطاب کرد.
the bodger's repairs only made the problem worse.
تعمیرات فرد ناشی فقط مشکل را بدتر کرد.
it's better to hire a professional than a bodger.
بهتر است به جای یک فرد ناشی، یک متخصص استخدام کنید.
her bodger approach to gardening left a lot to be desired.
روش فرد ناشی او در باغبانی جای بهبود زیادی داشت.
he learned the hard way that bodgers often create more work.
او به سختی یاد گرفت که افراد ناشی اغلب کار بیشتری ایجاد می کنند.
the bodger's shortcuts led to a series of problems.
راه حل های میانبر فرد ناشی منجر به بروز سری مشکلات شد.
many people prefer to avoid bodgers in home renovations.
بسیاری از مردم ترجیح می دهند از استخدام افراد ناشی در بازسازی خانه خودداری کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید