| جمع | bodkins |
she used a bodkin to thread the needle.
او از یک بدکین برای نخ کردن سوزن استفاده کرد.
the bodkin was essential for her embroidery project.
بدکین برای پروژه گلدوزی او ضروری بود.
he carefully picked up the bodkin from the table.
او با دقت بدکین را از روی میز برداشت.
using a bodkin can make sewing easier.
استفاده از یک بدکین می تواند دوختن را آسان تر کند.
the bodkin slipped from her fingers.
بدکین از دست او لیز خورد.
a bodkin is a handy tool for crafters.
بدکین یک ابزار مفید برای صنعتگران است.
she always kept a bodkin in her sewing kit.
او همیشه یک بدکین در کیت دوخت خود نگه می داشت.
he demonstrated how to use a bodkin effectively.
او نحوه استفاده موثر از یک بدکین را نشان داد.
the bodkin helped her finish the project quickly.
بدکین به او کمک کرد تا پروژه را به سرعت به پایان برساند.
she bought a new bodkin for her sewing class.
او یک بدکین جدید برای کلاس خیاطی خود خرید.
she used a bodkin to thread the needle.
او از یک بدکین برای نخ کردن سوزن استفاده کرد.
the bodkin was essential for her embroidery project.
بدکین برای پروژه گلدوزی او ضروری بود.
he carefully picked up the bodkin from the table.
او با دقت بدکین را از روی میز برداشت.
using a bodkin can make sewing easier.
استفاده از یک بدکین می تواند دوختن را آسان تر کند.
the bodkin slipped from her fingers.
بدکین از دست او لیز خورد.
a bodkin is a handy tool for crafters.
بدکین یک ابزار مفید برای صنعتگران است.
she always kept a bodkin in her sewing kit.
او همیشه یک بدکین در کیت دوخت خود نگه می داشت.
he demonstrated how to use a bodkin effectively.
او نحوه استفاده موثر از یک بدکین را نشان داد.
the bodkin helped her finish the project quickly.
بدکین به او کمک کرد تا پروژه را به سرعت به پایان برساند.
she bought a new bodkin for her sewing class.
او یک بدکین جدید برای کلاس خیاطی خود خرید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید