awl

[ایالات متحده]/ɔːl/
[بریتانیا]/awl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ابزاری تیز که برای ایجاد سوراخ در چرم یا چوب استفاده می‌شود.
abbr. غیاب (یا غیبت) با اجازه

جملات نمونه

he used the awl to make a small hole in the leather.

او از خلال برای ایجاد یک سوراخ کوچک در چرم استفاده کرد.

the craftsman always carries an awl in his toolkit.

صنعتگر همیشه یک خلال را در جعبه ابزار خود حمل می کند.

she carefully positioned the awl before pushing it into the wood.

او قبل از فشار دادن آن به داخل چوب، خلال را با دقت در موقعیت قرار داد.

using an awl can help you start a clean hole for your project.

استفاده از خلال می تواند به شما کمک کند تا یک سوراخ تمیز برای پروژه خود شروع کنید.

he learned to use an awl for leatherworking in his class.

او یاد گرفت که در کلاس خود از خلال برای کار با چرم استفاده کند.

the awl is essential for precise drilling in wood.

خلال برای سوراخکاری دقیق در چوب ضروری است.

she found an old awl in her grandfather's toolbox.

او یک خلال قدیمی را در جعبه ابزار پدربزرگ خود پیدا کرد.

a sharp awl makes the task much easier.

یک خلال تیز این کار را بسیار آسان تر می کند.

the artisan demonstrated how to use an awl effectively.

هنرمند نحوه استفاده موثر از خلال را نشان داد.

after using the awl, he cleaned it to keep it sharp.

بعد از استفاده از خلال، او آن را تمیز کرد تا تیز بماند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید