bodywork

[ایالات متحده]/ˈbɔdiwə:k/
[بریتانیا]/'bɑdɪwɝk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بخش خارجی یک ماشین

جملات نمونه

He accused the garage of shoddy workmanship on the bodywork.

او تعمیرگاه را به دلیل کار ضعیف در بدنه متهم کرد.

The car’s bodywork was already showing signs of deterioration.

بدنه خودرو از قبل نشانه‌هایی از فرسودگی نشان می‌داد.

MECA-CUSTOM is specialised in automotive bodywork and car styling. Parts made in our own workshop....

MECA-CUSTOM در زمینه کارهای بدنه خودرو و طراحی خودرو تخصص دارد. قطعاتی که در کارگاه خودمان تولید می‌کنیم...

That we use finite element analysis calculate to the strength and the rigidity of the bodywork structure.Thus the optimum fillet of the small underframe structure can be specified.

ما از تحلیل اجزاء محدود برای محاسبه مقاومت و سختی ساختار بدنه استفاده می‌کنیم. بنابراین، شعاع مناسب ساختار زیرین کوچک قابل تعیین است.

The car's bodywork was damaged in the accident.

بدنه خودرو در تصادف آسیب دید.

She specializes in bodywork and massage therapy.

او در زمینه ترمیم بدنه و ماساژ درمانی تخصص دارد.

Regular bodywork can help alleviate muscle tension.

ترمیم بدنه منظم می‌تواند به کاهش تنش عضلانی کمک کند.

The bodywork on this classic car is in excellent condition.

بدنه این خودرو کلاسیک در وضعیت بسیار خوبی قرار دارد.

He is skilled in repairing bodywork on vehicles.

او در تعمیر بدنه خودروها مهارت دارد.

The bodywork of the aircraft was meticulously inspected before takeoff.

بدنه هواپیما قبل از برخاستن به دقت بازرسی شد.

She decided to pursue a career in bodywork after experiencing its benefits firsthand.

او پس از تجربه مزایای آن به طور مستقیم، تصمیم گرفت شغلی در زمینه ترمیم بدنه را دنبال کند.

The bodywork of the new model has been redesigned for better aerodynamics.

بدنه مدل جدید برای بهبود آیرودینامیک بازطراحی شده است.

Bodywork and mindfulness techniques are often used together for holistic healing.

تکنیک‌های ترمیم بدنه و ذهن‌آگاهی اغلب برای درمان جامع با هم استفاده می‌شوند.

The bodywork of the sculpture was carefully crafted to capture the essence of movement.

بدنه مجسمه با دقت طراحی شده بود تا جوهر حرکت را به تصویر بکشد.

نمونه‌های واقعی

They were thought to drive ridiculous little Trabant cars, with plastic bodywork and powered by lawnmower engines.

اینها به نظر می رسید که ماشین های کوچک و مضحک ترابانت را با بدنه پلاستیکی و موتورهای چمن زن می رانند.

منبع: The Economist Culture

Fury burns in Ove's eyes as he presses the probably thirty-five-years-younger man so hard against the side of the SUV that the bodywork creaks.

خشم در چشمان اووه شعله ور می شود زیرا مردی که احتمالاً سی و پنج سال جوانتر است را به گونه ای در کنار SUV فشار می دهد که بدنه شروع به صدا کردن می کند.

منبع: A man named Ove decides to die.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید