boggles

[ایالات متحده]/ˈbɒɡəlz/
[بریتانیا]/ˈbɑːɡəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گیج شدن یا شگفت‌زده شدن؛ تردید کردن یا در شگفتی عقب‌نشینی کردن؛ باعث گیجی یا شگفتی شدن؛ باعث تردید یا عقب‌نشینی کسی شدن.

جملات نمونه

it boggles my mind how quickly technology is advancing.

ذهن من به این فکر که فناوری چقدر سریع در حال پیشرفت است، متحیر می‌شود.

the complexity of the universe truly boggles scientists.

پیچیدگی جهان واقعاً ذهن دانشمندان را متحیر می‌کند.

her talent for music boggles everyone around her.

استعداد او در موسیقی ذهن همه اطرافیانش را متحیر می‌کند.

it boggles the imagination to think of life on other planets.

فکر کردن به زندگی در سیارات دیگر ذهن را متحیر می‌کند.

the number of languages spoken in the world boggles me.

تعداد زبان‌هایی که در جهان صحبت می‌شود، ذهن من را متحیر می‌کند.

his ability to solve complex problems boggles my mind.

توانایی او در حل مسائل پیچیده ذهن من را متحیر می‌کند.

the sheer size of the universe boggles the human brain.

اندازه عظیم جهان ذهن انسان را متحیر می‌کند.

it boggles my mind to think about the possibilities of ai.

فکر کردن به امکانات هوش مصنوعی ذهن من را متحیر می‌کند.

the fact that we know so little about the ocean boggles researchers.

این واقعیت که ما در مورد اقیانوس آنقدر کم می‌دانیم، محققان را متحیر می‌کند.

his lack of interest in such a fascinating topic boggles me.

بی‌علاقگی او به چنین موضوعی که بسیار جذاب است، ذهن من را متحیر می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید