bogs

[ایالات متحده]/bɒɡz/
[بریتانیا]/boʊɡz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. منطقه‌ای از زمین نرم و مرطوب
v. باعث غرق شدن در گل یا لجن شدن؛ قرار دادن در یک وضعیت دشوار

عبارات و ترکیب‌ها

bog down in

در تله افتادن

bogs of misinformation

باتلاق اطلاعات نادرست

drain the bogs

خشک کردن باتلاق‌ها

جملات نمونه

the hikers got stuck in the bogs during their trek.

گردشگران در طول سفر خود در باتلاق‌ها گرفتار شدند.

many unique plants thrive in the bogs.

گیاهان منحصر به فرد زیادی در باتلاق‌ها رشد می‌کنند.

we need to map the bogs for our environmental study.

ما نیاز داریم باتلاق‌ها را برای مطالعه محیط‌زیستی خود ترسیم کنیم.

some animals are specially adapted to live in bogs.

برخی از حیوانات به‌طور خاص برای زندگی در باتلاق‌ها سازگار شده‌اند.

the bogs are home to various species of birds.

باتلاق‌ها زیستگاه گونه‌های مختلف پرندگان هستند.

we avoided the bogs to keep our shoes dry.

ما از باتلاق‌ها دوری کردیم تا کفش‌هایمان خشک بماند.

exploring the bogs can be quite an adventure.

کاوش در باتلاق‌ها می‌تواند ماجراجویی بزرگی باشد.

the bogs play a crucial role in the ecosystem.

باتلاق‌ها نقش مهمی در اکوسیستم ایفا می‌کنند.

some bogs contain ancient preserved remains.

برخی از باتلاق‌ها بقایای باستانی حفظ شده دارند.

we learned about the importance of bogs in class.

ما در کلاس درباره اهمیت باتلاق‌ها یاد گرفتیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید