fen

[ایالات متحده]/fen/
[بریتانیا]/fɛn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ناحیه زمین باتلاقی، به ویژه در شرق انگلستان.

عبارات و ترکیب‌ها

Fen zhong

فن چونگ

Fen hao

فن هاو

جملات نمونه

It's a five fen ride on a bus.

سوار شدن به اتوبوس با پنج فان هزینه دارد.

Mechanism research progress of bufalin in anti-cancer.Guo Wai Yi Xue Zhong Liu Xue Fen Ce.2000;

پیشرفت تحقیقات مکانیسم بوφάλین در ضد سرطان.Guo Wai Yi Xue Zhong Liu Xue Fen Ce.2000;

The area above Chashang Section in the Beishi River Valley, a tributary of Fen River, is made up of forested and unforested lands in one and the other.

منطقه بالای بخش چاشنگ در دره رودخانه بئی شی، یک تالاب فرعی رودخانه فن، از زمین‌های جنگلی و غیر جنگلی تشکیل شده است.

نمونه‌های واقعی

Many of them live in bogs or fens.

بسیاری از آنها در مرداب‌ها یا باتلاق‌ها زندگی می‌کنند.

منبع: PBS Earth - Animal Fun Facts

It is home to moss or raised bogs, fens, and transitional bogs.

این مکان زیستگاه خزه‌ها یا مرداب‌های مرتفع، باتلاق‌ها و باتلاق‌های انتقالی است.

منبع: Global Fun Guide

The little boy lost in the lonely fen, led by the wandering light, began to cry, but God, ever nigh, appeared like his father, in white.

پسر کوچکی که در باتلاق خلوت گم شده بود، به دنبال نور در حال سرگردانی، شروع به گریه کرد، اما خدا، که همیشه نزدیک بود، مانند پدرش، با لباس سفید ظاهر شد.

منبع: The Song of Innocence and Experience

And in 1976, it was a great surprise to us when a farmer from the Cambridgeshire fens knocked on our door, presenting us with this piece of wood here.

و در سال 1976، برای ما یک غافلگیری بزرگ بود وقتی یک کشاورز از باتلاق‌های Cambridgeshire به در ما کوبید و این تکه چوب را به ما نشان داد.

منبع: Natural History Museum

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید