bogying

[ایالات متحده]/'bəuɡi/
[بریتانیا]/ˈboɡi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک روح یا موجود ترسناک.

جملات نمونه

Monomotor bogies , where both axles of the bogie are driven by a single motor , often encounter torsional resonances, which lead to periodic longitudinal slip.

واگن‌های تک موتوری، که در آن هر دو محور واگن توسط یک موتور واحد رانده می‌شوند، اغلب با تشدیدات پیچشی مواجه می‌شوند که منجر به لغزش طولی دوره‌ای می‌شود.

the bogy of failure

ترس از شکست

overcome the bogy of public speaking

غلبه بر ترس از سخنرانی در جمع

the bogy of uncertainty

ترس از عدم قطعیت

bogy in the dark

ترس در تاریکی

the bogy of the unknown

ترس از ناشناخته‌ها

confronting the bogy of rejection

مقابله با ترس از طرد شدن

the bogy of loneliness

ترس از تنهایی

the bogy of change

ترس از تغییر

escaping the bogy of procrastination

فرار از ترس به تعویق انداختن کار

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید