bois

[ایالات متحده]/bɔɪz/
[بریتانیا]/boɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اصطلاح عامیانه برای پسران یا مردان؛ چوب معطر، که اغلب در بخور استفاده می‌شود.

جملات نمونه

bois are often used in construction.

چوب‌ها اغلب در ساخت و ساز استفاده می‌شوند.

the bois in the forest are diverse.

چوب‌های موجود در جنگل متنوع هستند.

he prefers to work with bois rather than metal.

او ترجیح می‌دهد با چوب‌ها کار کند تا فلز.

bois can be carved into beautiful sculptures.

می‌توان چوب‌ها را به مجسمه‌های زیبا تبدیل کرد.

they planted new bois in the park.

آنها چوب‌های جدیدی در پارک کاشتند.

bois are essential for making furniture.

چوب‌ها برای ساخت مبلمان ضروری هستند.

he loves the smell of fresh bois.

او عاشق بوی چوب‌های تازه است.

bois can be treated to resist pests.

می‌توان چوب‌ها را برای مقاومت در برابر آفات درمان کرد.

different types of bois have unique properties.

انواع مختلف چوب‌ها خواص منحصر به فردی دارند.

bois is a renewable resource when managed properly.

چوب یک منبع تجدیدپذیر است، در صورت مدیریت صحیح.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید