boltgun fire
آتش گلولهپرتابهای بولت
boltguns thunder
гром گلولهپرتابهای بولت
boltguns roar
هول گلولهپرتابهای بولت
faith and boltguns
ایمان و گلولهپرتابهای بولت
boltguns thundered
گلولهپرتابهای بولت گریاند
boltguns blazing
گلولهپرتابهای بولت در حال سوزاندن
sacred boltguns
گلولهپرتابهای مقدس بولت
deafening boltguns
گلولهپرتابهای بولت شنیدنی
boltguns echo
گلولهپرتابهای بولت تکرار میشوند
hail of boltguns
گلولهپرتابهای بولت بارانی
the space marine fired his boltgun at the chaos daemon.
سرباز فضایی با گلولهپرتابندهاش به دامن خشونت روحی آتش زاد.
he cleaned and maintained his boltgun carefully.
او با دقت گلولهپرتابندهاش را تمیز کرد و نگهداری کرد.
the sound of the boltgun echoed through the corridor.
صوت گلولهپرتابنده در طول کوریدور تکان داد.
she loaded a new clip into her boltgun.
او یک گرمکن جدید را در گلولهپرتابندهاش بار کرد.
the boltgun jammed during the intense battle.
در میان جنگ شدید، گلولهپرتابنده مسدود شد.
he aimed his boltgun precisely at the target.
او به طور دقیق گلولهپرتابندهاش را روی هدف تنظیم کرد.
the boltgun's recoil was powerful.
بازگشت گلولهپرتابنده قدرتمند بود.
she purchased a new boltgun from the arms dealer.
او یک گلولهپرتابنده جدید را از فروشنده سلاح خرید.
the ancient boltgun was a family heirloom.
گلولهپرتابنده باستانی یک ارث خانوادگی بود.
he checked if his boltgun was loaded.
او بررسی کرد که آیا گلولهپرتابندهاش بار گذاشته شده است یا خیر.
the sergeant ordered his squad to fire their boltguns.
سرجنگال دستهاش را فرمان داد تا گلولهپرتابندههایشان را بیاندازند.
the boltround penetrated the enemy's armor.
گلوله گلولهپرتابنده در پوشش دشمن نفوذ کرد.
she learned how to operate a boltgun properly.
او یاد گرفت که چگونه به درستی یک گلولهپرتابنده را به کار ببرد.
boltgun fire
آتش گلولهپرتابهای بولت
boltguns thunder
гром گلولهپرتابهای بولت
boltguns roar
هول گلولهپرتابهای بولت
faith and boltguns
ایمان و گلولهپرتابهای بولت
boltguns thundered
گلولهپرتابهای بولت گریاند
boltguns blazing
گلولهپرتابهای بولت در حال سوزاندن
sacred boltguns
گلولهپرتابهای مقدس بولت
deafening boltguns
گلولهپرتابهای بولت شنیدنی
boltguns echo
گلولهپرتابهای بولت تکرار میشوند
hail of boltguns
گلولهپرتابهای بولت بارانی
the space marine fired his boltgun at the chaos daemon.
سرباز فضایی با گلولهپرتابندهاش به دامن خشونت روحی آتش زاد.
he cleaned and maintained his boltgun carefully.
او با دقت گلولهپرتابندهاش را تمیز کرد و نگهداری کرد.
the sound of the boltgun echoed through the corridor.
صوت گلولهپرتابنده در طول کوریدور تکان داد.
she loaded a new clip into her boltgun.
او یک گرمکن جدید را در گلولهپرتابندهاش بار کرد.
the boltgun jammed during the intense battle.
در میان جنگ شدید، گلولهپرتابنده مسدود شد.
he aimed his boltgun precisely at the target.
او به طور دقیق گلولهپرتابندهاش را روی هدف تنظیم کرد.
the boltgun's recoil was powerful.
بازگشت گلولهپرتابنده قدرتمند بود.
she purchased a new boltgun from the arms dealer.
او یک گلولهپرتابنده جدید را از فروشنده سلاح خرید.
the ancient boltgun was a family heirloom.
گلولهپرتابنده باستانی یک ارث خانوادگی بود.
he checked if his boltgun was loaded.
او بررسی کرد که آیا گلولهپرتابندهاش بار گذاشته شده است یا خیر.
the sergeant ordered his squad to fire their boltguns.
سرجنگال دستهاش را فرمان داد تا گلولهپرتابندههایشان را بیاندازند.
the boltround penetrated the enemy's armor.
گلوله گلولهپرتابنده در پوشش دشمن نفوذ کرد.
she learned how to operate a boltgun properly.
او یاد گرفت که چگونه به درستی یک گلولهپرتابنده را به کار ببرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید