bombycid

[ایالات متحده]/ˈbɒmbɪsɪd/
[بریتانیا]/BOM-bi-sid/

ترجمه

n. یک عضو از خانواده بامبیسیدا (Bombycidae) از پروانه‌ها، که اغلب کرم ابریشم‌ها هستند؛ حشره‌ای که به خانواده بامبیسیدا تعلق دارد.
Word Forms
جمعbombycids

عبارات و ترکیب‌ها

bombycid moth larva

لارو کرم ابریشم

bombycid silk production

تولید ابریشم بمبید

bombycid taxonomy

طبقه بندی بمبید

bombycid genetics research

تحقیقات ژنتیکی بمبید

جملات نمونه

the bombycid moth is known for its beautiful colors.

حشره‌ی بمبی‌سید به خاطر رنگ‌های زیبایش شناخته شده است.

researchers are studying the life cycle of the bombycid species.

محققان در حال مطالعه چرخه حیات گونه‌های بمبی‌سید هستند.

bombycid silk is highly valued in the textile industry.

ابریشم بمبی‌سید در صنعت نساجی بسیار ارزشمند است.

many bombycid moths are attracted to light at night.

بسیاری از حشرات بمبی‌سید شب‌ها به نور جذب می‌شوند.

the bombycid family includes various silk-producing species.

خانواده‌ی بمبی‌سید شامل گونه‌های مختلف تولیدکننده‌ی ابریشم است.

conservation efforts are important for bombycid habitats.

تلاش‌های حفاظتی برای زیستگاه‌های بمبی‌سید مهم هستند.

bombycid larvae feed on specific types of plants.

لاروهای بمبی‌سید از انواع خاصی از گیاهان تغذیه می‌کنند.

the bombycid moth's wings can have intricate patterns.

بال‌های حشره‌ی بمبی‌سید می‌توانند الگوهای پیچیده‌ای داشته باشند.

some bombycid species are considered endangered.

برخی از گونه‌های بمبی‌سید به عنوان گونه‌های در معرض خطر در نظر گرفته می‌شوند.

understanding bombycid behavior can help in conservation.

درک رفتار بمبی‌سید می‌تواند به حفظ محیط زیست کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید