bombycids

[ایالات متحده]/ˈbɒmbɪsɪdz/
[بریتانیا]/ˈbɑːmˌbɪsɪdz/

ترجمه

n. خانواده‌ای از پروانه‌ها، به‌ویژه کرم‌های ابریشم.

جملات نمونه

bombycids are known for their silk production.

بومبیسیدها به خاطر تولید ابریشم شناخته شده اند.

researchers study the life cycle of bombycids.

محققان چرخه زندگی بومبیسیدها را مطالعه می کنند.

bombycids play an important role in the ecosystem.

بومبیسیدها نقش مهمی در اکوسیستم ایفا می کنند.

many bombycids are found in tropical regions.

بومبیسیدهای زیادی در مناطق گرمسیری یافت می شوند.

farmers cultivate bombycids for silk production.

کشاورزان بومبیسیدها را برای تولید ابریشم کشت می کنند.

bombycids are often studied in entomology.

بومبیسیدها اغلب در حشره شناسی مورد مطالعه قرار می گیرند.

some bombycids can be pests in agriculture.

برخی از بومبیسیدها می توانند آفات کشاورزی باشند.

bombycids have distinct morphological features.

بومبیسیدها دارای ویژگی های مورفولوژیکی متمایز هستند.

conservation efforts are important for bombycids.

تلاش های حفاظتی برای بومبیسیدها مهم است.

bombycids are a subject of genetic research.

بومبیسیدها موضوع تحقیقات ژنتیکی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید