bondings

[ایالات متحده]/ˈbɒndɪŋz/
[بریتانیا]/ˈbɑːndɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند پیوند یا اتصال چیزها به هم.؛ یک ارتباط یا لینک بین چیزها، به ویژه در زمینه علوم کامپیوتر.
v. شکل حال استمراری "bond".

جملات نمونه

strong bondings are essential for healthy relationships.

ایجاد پیوندهای قوی برای داشتن روابط سالم ضروری است.

family bondings create a sense of belonging.

پیوندهای خانوادگی حس تعلق را ایجاد می‌کنند.

friendship bondings can last a lifetime.

پیوندهای دوستی می‌توانند برای مادام العمر باقی بمانند.

emotional bondings help in building trust.

پیوندهای عاطفی به ایجاد اعتماد کمک می‌کنند.

shared experiences strengthen bondings between people.

تجربیات مشترک پیوندها را بین مردم تقویت می‌کنند.

bondings formed in childhood often last into adulthood.

پیوندهایی که در دوران کودکی شکل می‌گیرند اغلب تا بزرگسالی ادامه می‌یابند.

team bondings improve collaboration and productivity.

پیوندهای تیمی باعث بهبود همکاری و بهره‌وری می‌شوند.

creating bondings through communication is key to teamwork.

ایجاد پیوندها از طریق ارتباط، کلید همکاری تیمی است.

bondings with pets can provide emotional support.

پیوند با حیوانات خانگی می‌تواند از نظر عاطفی حمایت‌کننده باشد.

healthy bondings require effort and understanding.

پیوندهای سالم به تلاش و درک نیاز دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید