bonged

[ایالات متحده]/bɒŋd/
[بریتانیا]/bɑːnd/

ترجمه

v. صدای بلند و طنین‌داری مانند زنگ تولید کردن؛ صدای تیز و طنین‌داری مانند زنگ یا طبل تولید کردن؛ به چیزی ضربه زدن و صدای بلندی ایجاد کردن
n. نوعی لوله آب که برای مصرف ماری‌جوانا استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

bonged on cannabis

استفاده از کانابیس

bonging with friends

دود کردن کانابیس با دوستان

جملات نمونه

he bonged the doorbell to let us know he arrived.

او زنگ در را فشار داد تا به ما اطلاع دهد که رسیده است.

she bonged her friend to remind her about the meeting.

او دوست خود را فشار داد تا او را از جلسه یادآوری کند.

the kids bonged the teacher with questions after class.

کودکان معلم را با سوالاتی بعد از کلاس فشار دادند.

he bonged the alarm to wake everyone up.

او آلارم را فشار داد تا همه را بیدار کند.

they bonged the horn to signal their arrival.

آنها بوق را فشار دادند تا از رسیدن خود خبر دهند.

she bonged the microphone to start her speech.

او میکروفون را فشار داد تا سخنرانی خود را آغاز کند.

he bonged the bell to announce the end of the class.

او زنگ را فشار داد تا پایان کلاس را اعلام کند.

the dog bonged the door with its paw to go outside.

سگ با پنجه اش در را فشار داد تا بیرون برود.

she bonged her phone to check for messages.

او تلفن خود را فشار داد تا بررسی کند آیا پیام وجود دارد یا خیر.

he bonged the table to get everyone's attention.

او میز را فشار داد تا توجه همه را جلب کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید