toked

[ایالات متحده]/təʊkt/
[بریتانیا]/toʊkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. یک پف از دود گرفتن، به ویژه از سیگار یا ماری‌جوانا

عبارات و ترکیب‌ها

toked up

وارد شده

toked out

خارج شده

toked away

دور شده

toked joint

پیپ

toked blunt

بلانت

toked session

جلسه

toked high

واد شده

toked friends

دوستان

toked vibes

فضای خوب

toked culture

فرهنگ

جملات نمونه

he toked on his pipe while sitting on the porch.

او در حالی که روی ایوان نشسته بود، از پایپ خود دود کرد.

she toked a little before heading to the party.

او قبل از رفتن به مهمانی کمی دود کرد.

they toked together while sharing stories.

آنها در حالی که داستان‌هایی با هم به اشتراک می‌گذاشتند، با هم دود کردند.

after a long day, he toked to relax.

بعد از یک روز طولانی، او برای آرامش دود کرد.

she toked a joint and enjoyed the sunset.

او یک جوینت دود کرد و از غروب لذت برد.

we toked and listened to music all night.

ما تمام شب دود کردیم و به موسیقی گوش دادیم.

he toked with friends around the campfire.

او با دوستانش دور آتش درست دود کرد.

she toked lightly, savoring the moment.

او به آرامی دود کرد و از لحظه لذت برد.

they toked in silence, lost in their thoughts.

آنها در سکوت دود کردند و در افکار خود غرق شدند.

he toked before giving his speech to calm his nerves.

او قبل از سخنرانی خود برای آرام کردن اعصابش دود کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید