bongos

[ایالات متحده]/ˈbɒŋɡəʊz/
[بریتانیا]/ˈbɑːŋˌɡoʊz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک جفت طبل کوچک که با ضربه زدن به آنها با دست نواخته می‌شود؛ شکل جمع بونگو (یک آنتلوپ).

عبارات و ترکیب‌ها

play the bongos

اجرای بنگو

bongos player

نوازنده بنگو

bongos beat

ضرب بنگو

bongos rhythm

ریتم بنگو

bongos music

موسیقی بنگو

bongos sound

صدای بنگو

pair of bongos

جفت بنگو

bongos performance

اجرای بنگو

bongos party

جشن بنگو

جملات نمونه

he loves to play the bongos at parties.

او عاشق نواختن بونگو در مهمانی‌ها است.

the rhythm of the bongos adds energy to the music.

ریتم بونگو انرژی را به موسیقی اضافه می‌کند.

she took a class to learn how to play the bongos.

او برای یادگیری نحوه نواختن بونگو در یک کلاس ثبت نام کرد.

we danced to the sound of the bongos.

ما به صدای بونگو رقصیدیم.

he bought a new set of bongos for his collection.

او یک مجموعه جدید بونگو برای کلکسیون خود خرید.

the band featured a talented bongo player.

گروه یک نوازنده بونگوی با استعداد داشت.

playing the bongos requires a good sense of rhythm.

نواختن بونگو به حس ریتم خوبی نیاز دارد.

he often practices his bongos in the backyard.

او اغلب بونگویش را در حیاط پشتی تمرین می‌کند.

the children enjoyed a workshop on playing the bongos.

کودکان از یک کارگاه آموزشی در مورد نواختن بونگو لذت بردند.

she recorded a song that features bongos prominently.

او آهنگی ضبط کرد که بونگوها را به طور برجسته نشان می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید